تبلیغات
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی - نامه های امام علی علیه السلام
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
این قلم ها كه در دست شماست،در محضر خداست
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
لطفا در نظر سنجی صلوات برای ظهور آقا شركت كنید
حدیث شماره 31 :
[1] از وصایای امام علیه السلام به امام حسن مجتبی این نامه را امام ازسرزمین حاضرین هنگام بازگشت از صفین به او نوشته است . [2] [این نامه ای است ] از پدری فانی معترف به سختگی ریزمان که آفتاب عمرش رو به غروب است و خواه ناخواه تسلیم گذشت دنیاست [3] هم او که در منزلگاه پیشینیان سکنی گرفته و فردا از آن کوچ خواهد کرد . به فرزندی آرزومند ،آرزومند چیزی که هرگز به دست نمی آید [4] و در راهی گام می نهد که

منبع:تبیان
دیگران در آن گام نهادند و هلاک شدند به کسیکه هدف بیماری ها است [5] گروگان روزگار در تیررس مصائب بنده دنیا بازرگان غرور[6] بدهکار و اسیر مرگ ، هم پیمان اندوهها، قرین غمها، [7] آماج آفات و بلاها مغلوب شهوات و جانشین مردگان . [8] اما بعد آگاهی من از پشت کردن دنیا و چیرگی روزگار [9] و رویآوردن آخرت به سویم مرا از یاد غیر خودم بازداشته [10] و تمام اهتمامم را به سوی آخرت جلب کرده است و از آنجا که به خویشتن مشغولم [11] از غیر خودم روی برتافته ام .این وضع هوا و هوسم را کنار زده [12] و نظر خالص و نهائی را برایمن آشکار ساخته لذا مرا به مرحله ای رسانده که سراسر جدی است و شوخی در آن راه ندارد [13] و به راستی و صداقتی کشانده که در آن دروغ نیست . و چون تو را جزئی از خود بلکه همه خودم یافتم [14] آن چنانکه اگر ناراحتی بتو رسد به من رسیده و اگر مرگ دامنت را بگیرد گویا دامن مرا گرفته به این جهت اهتمام کار تو را اهتمام کار خود یافتم 000 [1] لذا این نامه را برایتو نوشتم تا تکیه گاه تو باشد خواه من زنده باشم یا نباشم . [2] پسرم تو را به تقوا و التزام به فرمان خدا آبادکردن قلب و روح با ذکر او و چنگ زدن به ریسمان الهی توصیه می کنم [3] و چه وسیله ای می تواند مطمئن تر از رابطه ایکه بین تو و خدا است اگر به آن چنگ زنی باشد ؟ [4] قلبت را با موعظه و اندرز زنده کن [ و هوای نفست را ] با زهد و بی اعتنائی بمیران دل را با یقین نیرومند ساز و با حکمت و دانش نورانی نما [5] و با یاد مرگ رام کن و آن را به اقرار به فناء دنیا وادار و با نشان دادن فجایع دنیا او را بصیر گردان [6] و از حملات روزگار و زشتیهای گردش شب و روز برحذرش دار [7] اخبار گذشتگان را بر او عرضه نما و آنچه را که به پیشینیان رسیده است یادآوریش کن [8] در دیار و آثار مخروبه آنها گردش نما و درست بنگر آنها چه کرده اند ببین از کجا منتقل شده اند [9] و در کجا فرود آمده اند خواهی دید از میان دوستان منتقل شده [10] و به دیار غربت بار انداخته اند گویا طولی نکشد که تو هم یکی از آنها خواهی بود . [11] [ بنابراین ] منزلگاه آینده خود را اصلاح کن آخرتت را به دنیایت مفروش و در موردآنچه نمی دانی سخن مگو [12] در آنچه موظف نیستی کسی را مخاطب نساز و در راهی که ترس گمراهی در آن داری قدم مگذار [13] چه اینکه خودداری به هنگام بیم از گمراهی بهتر از آن است که انسان خود را در مسیرهای خطرناک بیفکند . [14] امر به معروف کن تا خود اهل معروف باشی با دست و زبانت منکرات را انکار نما و از کسیکه عمل بد انجام می دهد به سختی دوریگزین [15] و در راه خدا تا سرحد توان تلاش کن و هرگز سرزنش سرزنش گران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد . [1] در دریای شدائد و مشکلات در راه حق هر جا که باشد فرو رو در دین تفقه کن [2] خویشتن را بر استقامت در برابر مشکلات عادت ده که شکیبائی در راه حق از اخلاق نیک به شمار می رود [3] در تمام کارها خویشتن را بخدا بسپار که خود را به پناهگاهی مطمئن و نیرومند سپرده ای. [4] بهنگام دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان که بخشش و حرمان بدست او است [5] و همواره از خدا بخواه که آنچه خیر و نیک است برایت پیش آورد در وصیتم دقت کن و آن را سرسری مگیر چه اینکه بهترین گفته آنست که سودمند باشد . [6] آگاه باش دانشی که نفع نبخشد در آن خیری نیست و دانشی که سزاوار فراگرفتن نیست سود نمی بخشد . [7] پسرم هنگامی که یافتم به سن پیری رسیده ام و دیدم قوایم بسستی می گراید [8] به این وصیت مبادرت ورزیدم . و فرازهائی از آن را به تو گفتم مبادا اجلم فرا رسد در حالیکه آنچه را در درون داشته ام بیان نکرده باشم [9] و پیش از آنکه در رایم نقصانی ایجاد شود همچنانکه در جسمم بوجود آمده [10] یا پیش از آنکه هوا و هوس و فتنه های دنیا بر تو هجوم آورد و همچون مرکبی سرکش گردی این سخنان را با تو بگویم [11] چرا که قلب جوان همچون زمین خالی است هر بذری در آن پاشیده شود می پذیرد [12] بنابراین من در تعلیم و ادب تو پیش از آنکه قلبت سخت شود و عقل و فکرت به امور دیگر مشغول گردد مبادرت ورزیدم [13] تا با تصمیم جدی به استقبال اموری بشتابی که اندیشمندان و اهل تجربه زحمت آزمون آنرا کشیده اند [14] و تو را از تلاش بیشتر بی نیاز ساخته اند[15] بنابر این آنچه از تجربیات آنها نصیب ما شده نصیب تو هم خواهد بود بلکه شاید پاره ای از آنچه بر ما مخفی مانده [ بازگشت زمان ] بر تو روشن گردد . [16] پسرم درست است که من به اندازه همه کسانی که پیش از من می زیسته اند عمر نکرده ام اما در کردار آنها نظر افکندم . [1] و در اخبارشان تفکر نمودم و در آثار آنها به سیر و سیاحت پرداختم تا بدانجا که همانند یکی از آنها شدم [2] بلکه گویا در اثر آنچه از تاریخ آنان به من رسیده با همه آنها از اول تا آخر بوده ام . [3] من قسمت زلال و مصفای زندگی آنان را از بخش کدر و تاریک بازشناختم و سود و زیانش را دانستم [4] از میان تمام آنها قسمتهای مهم و برگزیده را برایت خلاصه کردم و از بین همه آنها زیبایش را برایت انتخاب نمودم [5] و مجهولات آنرا از تو دور داشتم . لذا همانگونه که یک پدر مهربان بهترین نیکی ها را برای فرزندش می خواهد من نیز صلاح دیدم که ترا بدین صورت تربیت کنم . [6] و همت خود را بر آن گماشتم زیرا عمر تو رو به پیش است و روزگارت رو به جلو [7] دارای نیتی سالم و روحیبا صفا . [ چنین دیدم ] که در آغاز کتاب خدا را همراه تفسیرش [8] و قوانین اسلام و احکامش و حلال و حرام آنرا به تو تعلیم دهم . و این همه توجه را به تو کردم [9] آنگاه از این ترسیدم که آنچه بر مردم در اثر پیروی هوا و هوس و عقاید باطل مشتبه شده و در آن اختلاف نموده اند بر تو نیز مشتبه گردد [10] به همین دلیل روشن ساختن این قسمت هر چند چندان خوشایند تو نباشد پیش من محبوبتر از آن است که تو را تسلیم امری سازم که از هلاکتت ایمن نباشم [11] و امیدوارم خداوند تو را در طریق رشد و صلاحت توفیق دهد و به مقصودت رهبری کند اینک این وصیتم را برای تو می فرستم : [12] پسرم بدان محبوب ترین چیزی که از میان گفته هایم در این وصیت نامه به آن تمسک می جوئی تقوا و پرهیزکاری است [13] اکتفا به آنچه خداوند بر تو فرض و واجب شمرده است و نیز حرکت در راهی است که پدرانت در گذشته از آن راه رفته اند [14] و صالحان خاندانت آن طریق را پیموده اند زیرا همانگونه که تو درباره خویش نظر می کنی آنها نیز نظر افکندند [15] و همانگونه که تو برای صلاح خویش می اندیشی آنها نیز می اندیشیدند 000 آنها پس از فکر و دقت به اینجا رسیدند که آنچه را به خوبی شناخته اند بگیرند [1] و آنچه را که مکلف نیستند رها سازند و اگر روحت از قبول این ابا دارد که تا همانند آنها آگاهی نیابی اقدام نکنی [2] می بایست از راه صحیح این راه را بپوئینه اینکه خود را به شبهات بی فکنی و یا به دشمنیها تمسک جوئی. [3] اما پیش از آنکه در طریق آگاهی در این باره گام نهیاز خداوندت استعانت بجوی و در توفیقت در این راه رغبت و میل نشان ده [4] و هر گونه عاملی را که موجب خلل در افکارت می شود یا تو را در شبهه می افکند یا تو را تسلیم گمراهی می سازد رها ساز [5] پس آنگاه که یقین کردی قلبت صفا یافته و در برابر حق خاضع شده و نظرت تکامل یافته [6] و اراده ات تمرکز یافته در آنچه برایت تفسیر می کنم نظر افکن و اگر آنچه را در این زمینه دوست می داری برایت فراهم نشد [7] و فراغت خاطر حاصل نکردی بدانکه در طریقی که ایمن از سقوط نیستی گام برمی داری[8] و در دل تاریکیها قدم می زنی چرا که آن کسیکه در اشتباه یا در حال تحیر و تردید است طالب دین نیست و در چنین موقعی امساک و خودداری از چنین راههائی بهتر است . [9] پسرم در فهم وصیتم دقت نما بدان مالک مرگ همو مالک حیات است [10] و آفریننده همان کسی است که می میراند و فانی کننده همو است که جهان هستی را از نو نظام می بخشد . همان کسیکه بیماری می دهد شفا نیز عطا می کند . [11] و بدانکه دنیا پا برجا نمی ماند مگر به همان گونه که خداوند آنرا قرار داده است [12] گاه نعمت و گاه ابتلاء و پاداش در رستاخیز یا آنچه که او بخواهد و تو نمی دانی. [13] اگر درباره جهان و حوادثش مشکل و بغرنجی برای تو پیش آمد آن را بر نادانی خود حمل کن [14] زیرا تو در نخست جاهل و نادان آفریده شدیو سپس عالم و آگاه گردیدی و چه بسیار است آنچه را که نمیدانی[15] و فکرت در آن سرگردان و چشمت در آن گمراه می گردد اما پس از مدتی آن را می بینی 000 [1] بنابراین به آن کس که تو را آفریده و روزیت داده و آنچه لازمه خلقتت بوده به تو بخشیده پناه ببر و پرستش تو ویژه او باشد میل و رغبتت به سوی او و تنها از او بترس . [2] پسرم بدان هیچکس از خدا همچون پیامبر اسلام خبر نیاورده است . [3] بنابراین رهبری او را بپذیر و در طریق نجات و رستگاری او را قائد خویش انتخاب کن [4] من از هیچ اندرزی درباره ات کوتاهی نکرده ام و تو هر قدر هم کوشش کنی و صلاح خویش را در نظر بگیری مصالح خود را آن اندازه که من درباره تو تشخیص داده ام تشخیص نخواهی داد [5] پسرم بدان اگر پروردگارت شریکی داشت رسولان او نیز بسوی تو می آمدند آثار ملک و قدرتش را می دیدی[6] و افعال و صفاتش را می شناختی اما او خداوندی است یکتا همانگونه که خویش را توصیف کرده است . [7] هیچکس در ملک و مملکتش قادر به ضدیت با او نیست هرگز از بین نخواهد رفت . و همواره بوده است [8] او سرسلسله هستی است بدون اینکه آغازی داشته باشد و آخرین آنها است بدون اینکه پایانی برایش تصور شود [9] بزرگ مرتبه تر از آن است که ربوبیتش در احاطه فکر قرار گیرد . [10] حال که این حقیقت را شناختی در عمل بکوش آنچنان که سزاوار مانند توئی در کوچکی قدر منزلت [11] و کمی قدرت و فزونی عجز و نیاز شدید به پروردگار است . در راه طاعتش کوشش نما [12] از عقوبتش ترسان باش و از خشمش بیمناک [13] چرا که او تو را جز به نیکی امر نکرده و جز از قبیح و زشتی باز نداشته است . [14] فرزندم من تو را از دنیا و حالات آن و زوال و دگرگونیش آگاه ساختم [15] و از آخرت و آنچه برای اهلش در آن مهیا شده مطلع گردانیدم و درباره هر دو برایت 000مثلها زدم [1] تا به وسیله آنها عبرت گیری و در راه صحیح آن گام نهی کسانی که دنیا را خوب آزموده اند [2] همانند مسافرانی هستند که در سرمنزلی بی آب و آبادی و پر مشقت که قابل ماندن نیست قرار گرفته و قصد کوچ بسوی منزلی پر نعمت و به ناحیه ایکه در آن آسایش و راحتی است نموده اند [3] [ اینها برای رسیدن به آن منزل ] مشقتهای راه را متحمل شده اند فراق دوستان را پذیرفته سختی مسافرت و غذاهای ناگوار را با جان و دل قبول نموده اند [4] تا بخانه وسیع خویش و سرمنزل قرار و آرامش خود گام نهند . از هیچکدام از این ناراحتیها و مشکلات در این راه احساس درد و رنجی نمی کنند [5] هزینه های مصرف شده را غرامت نمی انگارند و هیچ چیز برایشان محبوبتر از آن نیست که آنان را به منزلشان نزدیک و به محل آرامششان برساند . [6] اما کسانیکه به دنیا مغرور شده اند همانند مسافرانی هستند که در منزلی پر نعمت قرار داشته سپس به آنها اعلام می شود که باید بسوی منزلی خشک و خالی از نعمت حرکت کنند [7] نزد آنان هیچ چیز ناخوش آیندتر و ناراحت کننده تر از مفارقت آنچه در آن بوده اند و حرکت به سوی ناراحتیهائی که باید تحمل کنند و در آن قرار گیرند نیست [8] پسرم خویشتن را معیار و مقیاس قضاوت بین خود و دیگران بگیر پس آنچه را که برایخود دوست می داری برای دیگران دوست دار [9] و آنچه را که برای خود نمی پسندیبر دیگران نیز مپسند ستم مکن همانگونه که دوست نداری به تو ستم شود . [10] نیکی کن همانطور که دوست داری نسبت به تو نیکی کنند برای خویشتن چیزی را زشت بدان که همان را برای دیگری قبیح می شماری[11] به همان چیز برای مردم راضی باش که برای خود می پسندی [12] آنچه نمی دانی مگو اگر چه آنچه می دانی بسیار اندک است و آنچه را که دوست نداری به تو بگویند به دیگران نیز مگو . [13] بدان که عجب و غرور ضد صواب و راستی و آفت عقل است . [1] نهایت کوشش و تلاش را در زندگی داشته باش [ و از آنچه به دست آورده ای انفاق کن ] و برای دیگران اندوخته مکن [2] و آن گاه که در راه راست هدایت یافتیدر برابر پروردگارت سخت خاضع و خاشع باش . [3] بدان راهی بس طولانی و پر مشقت در پیش داری [4] و نیز بدان در این راه از کوشش صحیح تلاش فراوان و اندازه گیری توشه و راحله به مقدار کافی بی نیاز نخواهی بود [5] و با توجه به اینکه باید در این راه سبکبار باشی بیش از تاب و تحمل خود بار بر دوش مگیر که سنگینی آن برای تو و بال خواهد بود . [6] و هر گاه نیازمندی را یافتیکه می تواند زاد و توشه تو را تا رستاخیز بر دوش گیرد [7] و فردا که به آن نیازمند شوی به تو پس دهد آنرا غنیمت بشمار و این زاد را بر دوش او بگذار [8] و اگر قدرت بر جمع آوری چنین زاد و توشه ای را داری هر چه بیشتر فراهم ساز و همراه او بفرست چرا که ممکن است روزی در جستجوی چنین شخصی برآئی ولی پیدایش نکنی. [9] هنگامی که بی نیاز هستی اگر کسی قرض بخواهد غنیمت بشمار تا در روز سختی و تنگدستی ات ادا نماید [10] بدان که پیش روی تو گردنه هائی صعب العبور وجود دارد [ که برای عبور از آنها ] سبکباران حالشان به مراتب بهتر از سنگین باران است . [11] و کندروان حالشان بسیار بدتر از سرعت کنندگان بدان که نزول تو سرانجام یا در بهشت است یا در دوزخ [12] بنابراین برای خویش پیش از رسیدنت به آن جهان وسائلی مهیا ساز و منزل را پیش از آمدنت آماده نما . [13] زیرا پس از مرگ عذر پذیرفته نمی شود و راه بازگشتی به دنیا وجود ندارد. [14] بدان همان کسیکه گنجهای آسمانها و زمین را در اختیار دارد به تو اجازه دعا و درخواست را داده است [15] و اجابت آن را نیز تضمین نموده به تو امر کرده که از او بخواهی تا به تو عطا کند و از او درخواست رحمت نمائی تا رحمتش را بر تو فروفرستد . [1] خداوند بین تو و خودش را کسی قرار نداده که حجاب و فاصله باشد و تو را مجبور نساخته که به شفیع و واسطه ایپناه ببری. [2] و مانعت نشده که اگر کار خلافی نمودی توبه کنیدر کیفر تو تعجیل ننموده [3] و در انابه و بازگشت بر تو عیب نگرفته است . در آنجا که فضاحت و رسوائی سزاوار تو است تو را رسوا نساخته [4] و برای بازگشت و قبول توبه شرائط سنگینی قائل نشده است در جریمه با تو به مناقشه نپرداخته و تو را از رحمتش مایوس نساخته است [5] بلکه بازگشت تو را از گناه حسنه و نیکی قرار داده [6] گناه و بدیت را یک و نیکیت را ده به حساب آورده است و در توبه و بازگشت و عذرخواهی را به رویت گشوده است [7] پس آنگاه که ندایش کنی بشنود و آن زمان که با او نجوا نمائی سخنت را می داند [8] پس حاجتت را به سوی او می بری و آن چنانکه هستی در پیشگاه او خود را نشان می دهی. [9] هرگاه بخواهی با او درد دل می کنی و ناراحتی و مشکلاتت را در برابر او قرار می دهی از او در کارهایت استعانت می جوئی [10] و از خزائن رحمتش چیزهائی را می خواهی که جز او کسی قادر به اعطاء آن نیست : [11] مانند عمر بیشتر تندرستی بدن و وسعت روزی[12] بار دیگر تاکید می کنم که خداوند کلیدهای خزائنش را در دست تو قرار داده زیرا به تو اجازه داده که از او درخواست کنی[13] بنابراین هرگاه خواستی می توانی به وسیله دعا درهای نعمت خدا را بگشائی و باران رحمت خدا را فرود آوری. [14] اما هرگز نباید از تاخیر در اجابت دعا مایوس گردی زیرا بخشش به اندازه نیت است [15] گاه می شود که اجابت به تاخیر می افتد تا اجر و پاداش و عطای درخواست کننده بیشتر گردد [16] و گاه می شود که درخواست می کنی اما اجابت نمی گردد در حالیکه بهتر از آن بزودی و یا در موعد مقرری به تو عنایت خواهد شد [17] و یا اینکه به خاطر چیز بهتری این خواسته ات برآورده نمی شود [18] زیرا چه بسا چیزیرا می خواهی که اگر به تو داده شود موجب هلاکت دین تو می شود . روی این اصل باید خواسته تو همیشه چیزی باشد که جمال و زیبائیش برایت باقی[1] و وبال و بدیش از تو رخت بربندد مال برای تو باقینمی ماند و تو نیز برای آن باقی نخواهی ماند . [2] پسرم بدان تو برای آخرت آفریده شده اینه برای دنیا برای فنا نه بقای در این جهان [3] برای مرگ نه برای زندگی[ و بدان ] که تو در منزلی قرار داری که هر آن ممکن است از آن کوچ کنی در منزلی که باید زاد و توشه از آن برگیری[4] تو در طریق آخرتی تو طرید مرگی همان مرگی که هرگز فرارکننده از آن نجات نمی یابد . و از دست جوینده اش بیرون نمی رود [5] و سرانجام او را می گیرد . بنابراین از مرگ بر حذر باش نکند زمانیتو را به چنگ آورد که در حال بدیباشی[6] و تو پیشتر با خود می گفتی که از این حال توبه خواهی کرد [7] اما او میان تو و توبه ات حائل می گردد و این جا است که تو خویشتن را به هلاکت انداخته ای. [8] یاد مرگ [9] پسرم بسیار به یاد مرگ باش و به یاد آنچه به سوی آن می روی و پس از مرگ در آن قرار میگیری[10] تا اینکه هنگامیکه مرگ به نزد تو آید تو خود را از هر جهت مهیا کرده باشی. نیروی خویش را تقویت و دامن همت بر کمر زده و آماده باشی نکند ناگهان بر تو وارد شود و مغلوبت سازد [11] [ پسرم ] از این سخت برحذر باش که علاقه شدید مردم به دنیا و حمله حریصانه شان به آن تو را مغرور سازد [12] چرا که خداوند تو را از وضع دنیا آگاه کرده و دنیا نیز خود از فنا و زوالش تو را خبر داده و بدیهای خود را آشکارا بتو نشان داده است . [13] [ بدان ] دنیاپرستان هم چون سگانی هستند که بی صبرانه همواره صدا می کنند و درندگانی که در پی دریدن یکدیگرند [14] زورمندان ضعیفان را می خورند و بزرگترها کوچکترها را . [15] یا همچون چهار پایانیکه گروهی از آنان پاهایشان بسته و گروهی دیگر رها شده اند راههای صحیح را گم کرده [16] و براههای نامعلوم گام گذارده اند در وادی پر از آفات رها شده اند در سرزمینی شنزار که حرکت در آن به کندی امکان پذیر است . [1] نه چوپانی دارند که آنها را جمع کند و نه کسیکه آنها را به منزل برساند . دنیا آنان را در طریق کوری به راه انداخته [2] و چشمهاشان را از دیدن نشانه های هدایت بربسته در حیرت و سرگردانی دنیا مانده [3] و در نعمتهای آن غرق گردیده اند آنها را مالک و پروردگار خویشتن برگزیده اند . دنیا آنها را و آنها دنیا را به بازیگرفته و ماورایآنرا فراموش کرده اند . [4] در تلاش برای دنیا اندازه نگهدار . [5] آرام که به زودی تاریکی برطرف می شود [ و حقیقت آشکار می گردد ] گویا مسافران به سرمنزل مقصود رسیده اند . آن کس که سریع براند به [ قافله ] ملحق خواهد شد . [6] پسرم بدان آن کس که مرکبش شب و روز است دائما در حرکت است هر چند خود را ساکن می پندارد . [7] و همواره قطع مسافت می کند گر چه ظاهرا متوقف است . [8] بدان بطور مسلم هرگز به همه آرزوهایت نخواهی رسید و از اجلت تجاوز نخواهیکرد [ بیش از آنچه مقرر شده عمر نخواهی نمود ] [9] و تو در راه همان کسانی هستیکه پیش از تو می زیسته اند بنابراین در طریق به دست آوردن دنیا ملایم باش ؟ و در کسب و کار میانه رویرا پیشه کن [ نه حرص داشته باش و نه طمع ] [10] زیرا بسیار شده که تلاش بیحد در راه دنیا منجر به نابودی اموال گردیده است ؟ چرا که نه هر تلاشگری به روزی رسیده و نه مدارا کننده محروم می شود . [11] بزرگوارتر از آن باش که به پستی تن در دهی هر چند تو را به مقصودت برساند [12] زیرا تو نمی توانیدر برابر آنچه از آبرو و شخصیتت در این راه از دست می دهی بهائی به دست آوری [13] بنده دیگری مباش چرا که خداوند تو را آزاد آفریده [14] آن نیکی که جز با شر و بدیبه دست نیاید نیکی نیست و نه آن آسایش و راحتی که با مشقت زیاد .[15] نکند مرکبهای طمع با سرعت حرکت کنند و تو را به مهلکه بیندازند . [1] اگر توانستیکه بین تو و خداوند صاحب نعمت واسطه ای نباشد انجام ده [2] زیرا تو قسمت خود را دریافت خواهی کرد و سهمت را خواهی گرفت و مقدار کمی که از ناحیه خدا برسد محترمانه تر است از مقدار زیادی که از ناحیه یکی از مخلوقاتش باشد هر چند همه نعمتها از ناحیه او است . [3] سفارشهای گوناگون [4] تدارک و جبران آنچه براثر سکوتت از دست داده ای آسانتر است از جبران آنچه در اثر سخنت از دست رفته [5] چرا که نگهداری آنچه در ظرف هست با محکم بستن دهانه آن امکان پذیر است . [6] و نگهداری آنچه در دست داری نزد من محبوبتر است از درخواست چیزی که در دست دیگری است . [7] تلخی یاس و ناداری بهتر است از درخواست از مردم . ثروت کم همراه با عفت و پاکی و درستکاری بهتر است از ثروت فراوان توام با فجور و گناه . [8] انسان اسرار خویش را بهتر از هر کس دیگر نگهداری می کند . بسیارند کسانی که بر زیان خود تلاش می کنند . کسی که پرحرفی کند حرفهایبی معنی زیاد خواهد زد . [9] هر کس اندیشه کند ،بینائی خواهد یافت . به نیکوکاران نزدیک شو که از آنان خواهی شد . از اهل شر و بدی دور شو تا از آنها برکنار باشی. [10] غذای حرام بدترین غذاها است ستم بر ناتوان بدترین ستم است . [11] آن گاه که رفق و مدارا کردن شدت به حساب آید، شدت ، رفق و مدارائی خواهد بود . گاه می شود که دارو مایه بیماری و بیماری داروی نجات بخش است . [12] چه بسا آن کس که اهل اندرز نیست اندرز داده و آن کس که از او درخواست نصیحت شده خدعه به کار برده است [13] از تکیه کردن بر آرزوها بر حذر باش که سرمایه احمقان است . عقل نگهداری تجربه ها است . [14] بهترین تجربه هایت آن است که به تو پند دهد . پیش از آنکه فرصت از دست برود و مایه اندوهت گردد آنرا غنیمت بشمار . [15] چنان نیست که هر کس در جستجو باشد به خواسته اش برسد . و هر غائب و پنهانی بازگردد از موارد فساد از بین بردن زاد و توشه و تباه ساختن معاد است . [16] هر کاری سرانجامی دارد به زودی آنچه برایت مقدر شده بتو خواهد رسید . [17] هر بازرگانی همواره خود را در مخاطره می اندازد [ تا نتیجه گیرد ] . بسیار شده که سرمایه کم رشدش از سرمایه زیاد بیشتر بوده است نه در کمک کار پست خیری وجود دارد [1] و نه در دوست متهم آنگاه که روزگار در اختیار تو است بهره خود را بگیر . [2] هیچگاه نعمتیرا به خاطر اینکه بیشتر به دست آوری بخطر مینداز . از سوارشدن بر مرکب سرکش لجاجت برحذر باش .[3] وظیفه تو در برابر دوستان .در برابر برادرت این مطالب را برخود تحمل کن :به هنگام قطع رابطه از ناحیه او تو پیوند نما[4] وهنگام قهر و دوریش لطف و نزدیکی . در برابر بخلش بذل و بخشش . [5] و در زمان دوریش نزدیکی به هنگام سخت گیریش نرمش به هنگام جرمش قبول عذر [6] آنچنانکه گویا تو بنده او هستی. و او صاحب نعمت تو است . [7] [ اما ] برحذر باش از اینکه آنچه گفته شد در غیر محلش قرار دهییا درباره کسیکه اهلیت ندارد به انجام رسانی. [8] هرگز دشمن دوست خود را به دوستی مگیر که با اینکار با دوستت به دشمنی برخاسته ای نصیحت خالصانه خود را برای برادرت مهیا ساز [9] خواه نیک باشد یا بد خشم را فرو خور که من جرعه ای شیرین تر و خوش سرانجام تر و لذت بخش تر از آن ندیدم . [10] با کسیکه با تو به خشونت رفتار کند نرمی پیش گیر که به زودی او در برابر تو نرم خواهد شد . [11] با دشمن خود با فضل و کرم رفتار کن که در میان یکی از دو پیروزی شیرین ترین را برگزیده ای. [12] اگر خواستی پیوند برادری و رفاقت را ببری جای دستی برایش باقی بگذار که اگر روزی خواست بازگردد و بار دیگر با تو دوست شود بتواند . [13] کسیکه به تو گمان نیکی برد با [ عملت ] گمانش را تصدیق کن هیچگاه به اعتماد رفاقت و یگانگی که بین تو و برادرت هست حق او را ضایع مکن [14] زیرا آنکه حقش را ضایع می کنی با تو برادر نخواهد بود . [15] سعی کن خاندانت بدترین افراد نسبت به تو نباشند . به کسی که با تو علاقه ندارد علاقمند مباش [16] نباید برادرت در قطع پیوند برادری نیرومندتر از تو در برقراری پیوند [17] و نه در بدی کردن قویتر از تو در نیکی کردن باشد ظلم و ستم کسیکه بر تو ستم می کند زیاد بر تو گران نیاید [1] چرا که در حقیقت به زیان خود و سود تو تلاش می کند [ و سرانجام بر او پیروز خواهی شد ] پاداش کسیکه تو را خوشحال می کند این نیست که به او بدیکنی. [2] پسرم بدان که روزی بر دو گونه است : یک نوع روزی است که به جستجوی آن بر می خیزی و روزی دیگریاست که به سراغ تو خواهد آمد [3] یعنی اگر تو هم به سویش نروی بسویت می اید چه زشت است خضوع به هنگام نیاز و جفا و ستم به هنگام بی نیازی. [4] تنها از دنیا آن مقدار مال تو خواهد بود که با آن سرای آخرتت را اصلاح کنی. [5] اگر قرار است برای چیزی که از دستت رفته ناراحت شوی پس برای هر چیزی که به تو نرسیده نیز ناراحت باش [6] با آنچه در گذشته دیده و شنیده ای بر آنچه هنوز نیامده است استدلال کن چرا که امور شبیه یکدیگرند [7] از کسانی مباش که پند و اندرز به آنها سود نمی بخشد مگر آن زمان که سخت در توبیخ او مبالغه کنی[8] چرا که عاقلان با اندرز و آداب پند می پذیرند اما چهار پایان با زدن [9] هم و غمها را با نیروی صبر و حسن یقین از خود دور ساز کسیکه میانه روی را ترک کند از راه حق منحرف شده [10] یار و همنشین در حکم خویشاوند است . دوست آن است که در نبود انسان حق دوستی را رعایت کند هوا و هوس شریک کوری است . [11] چه بسا دورافتادگانی که از خویشاوندان نزدیکترند و خویشاوندانی که از هرکس دورتر می باشند [12] غریب کسی است که دوست نداشته باشد . کسیکه از حق تجاوز کند در تنگنا قرار می گیرد . [13] آن کس که به ارزش خود اکتفا کند برایش پاینده تر خواهد بود . مطمئن ترین وسیله ایکه میتوانی به آن چنگ بزنی وسیله ایاست که بین تو و خدایت ایجاد رابطه کند . [14] کسیکه به کار تو اهمیت نمی دهد در حقیقت دشمن تو است گاه می شود که نومیدی نوعی وصول به مقصد است و این در صورتی است که طمع موجب هلاکت شود [15] چنان نیست که هر عیب پنهانی آشکار شود و همه فرصتها به نتیجه رسد [16] گاه می شود که بینا به خطا می رود و نابینا به مقصد می رسد [17] شر و بدی را تاخیر افکن زیرا هر وقت بخواهی می توانی انجام دهی بریدن از جاهل معادل پیوند با عاقل و هوشیار است [1] کسیکه از مکر زمان ایمن بماند زمان به او خیانت خواهد کرد و کسیکه آن را بزرگ بشمارد او را خوار خواهد ساخت . چنین نیست که هر تیراندازی به هدف بزند . [2] آن گاه که حکومت تغییر کند و دگرگون شود زمانه دگرگون خواهد شد پیش از حرکت به سوی سفر درباره همسفرت جستجو و تحقیق کن و پیش از گرفتن منزل درباره همسایه ات . [3] از گفتن سخنان بی محتوا بر حذر باش گرچه آن را از دیگری نقل کنی. [4] از مشاوره با زنان [ هوسباز ] بپرهیز که نظریه آنها ناقص و تصمیمشان ناپایدار است [5] و از طریق حجاب مشاهد زنان را بپوشان زیرا حجاب و پوشش آنها را سالمتر و پاکتر نگاه خواهد داشت [6] خارج شدن و بیرون رفتن آنها بدتر از این نیست که افراد غیر مطمئن را در بین آنان راه دهی. [7] اگر بتوانی که غیر از تو دیگری را نشناسند این کار را بکن . [8] به زن بیش از حد خود تحمیل مکن زیرا زن همچون شاخه گل است نه قهرمان خشن [9] احترامش را به حدی نگهدار که او را به فکر نیندازد که برای دیگری شفاعت کند . [10] بر حذر باش از اینکه در غیر جائی که باید غیرت به خرج داد اظهار غیرت کنی[ که نشانه سوءظن تو نسبت به او باشد ] زیرا اظهار بی اعتمادی و سوءظن زنان را به ناپاکی و بیگناهان را به آلودگی سوق می دهد . [11] برای هر کدام از خدمت گذارانت کاری معین ساز که او را در قبال آن مسک ول بدانی چرا که این سبب می شود کارها را به یکدیگر وانگذارند و در خدمتت سستی نکنند . [12] قبیله عشیره ات را گرامی دار زیرا آنها پر و بال تواند که به وسیله آنها پرواز می کنی و اصل و ریشه تواند که به آنها بازمی گردی و دست و نیروی تواند که با آن به دشمن حمله می کنی. [1] نیایش : [2] دین و دنیایت را نزد خداوند به امانت گذار و از او بهترین مقدرات را هم اکنون و در آینده در دنیا و آخرت مسک لت نما والسلام



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 مرداد 1389 :: نویسنده :
چهارشنبه 7 تیر 1396 01:46 ق.ظ
Wonderful blog! I found it while searching on Yahoo News.

Do you have any tips on how to get listed in Yahoo
News? I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thanks
سه شنبه 6 تیر 1396 07:08 ق.ظ
These are in fact impressive ideas in regarding blogging.
You have touched some nice points here. Any way keep up wrinting.
سه شنبه 2 خرداد 1396 08:10 ب.ظ
We're a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your site provided us with valuable info to work on. You have done a formidable job and our whole community will be grateful to you.
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 07:34 ب.ظ
Glad to be one of the visitants on this awesome web site :D.
جمعه 25 فروردین 1396 05:32 ق.ظ
Because the admin of this website is working, no doubt very shortly it
will be famous, due to its feature contents.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ :
نویسندگان
نظرسنجی
چه تعداد صلوات برای ظهور آقا می فرستید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :