تبلیغات
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی - نامه های امام علی علیه السلام
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
این قلم ها كه در دست شماست،در محضر خداست
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
لطفا در نظر سنجی صلوات برای ظهور آقا شركت كنید

[1] از نامه های امام علی علیه السلام در پاسخ معاویه . [2] اما بعد ما وشما همانطوری که یادآوری نموده ای گرد هم جمع و با هم انس داشتیم [3] ولی در گذشته از هم جدا شدیم زیرا ما ایمان آوردیم و شما به کفر خود باقی ماندید امروز هم ما به راه راست می رویم و شما پیرامون فتنه هستید . [4] آنها که از گروه شما اسلام را پذیرا شدند از روی میل نبود بلکه در حالی بود که همه بزرگان عرب در برابر رسول خدا [ ص ] تسلیم شدند و در حزب او در آمدند . [5] نوشته بودی که من طلحه و زبیر را کشته و عایشه را تبعید کرده ام و در کوفه و بصره اقامت گزیده ام [6] این مربوط به تو نیست و لزومی ندارد عذر آنرا از تو بخواهم [ این تنها مربوط به امت اسلامی و من است که امیرمؤمنانم ] . [7] تو یادآور شده بودی که با گروهی از مهاجران و انصار به مقابله با من خواهی شتافت [ کدام مهاجر و کدام انصار ؟ ] [8] هجرت از آن روزی که برادرت [ یزیدبن ابوسفیان روز فتح مکه ] اسیر شد پایان یافت . با این حال اگر در این ملاقات شتابداری دست نگهدار [9] زیرا اگر من به دیدار تو آیم سزاوارتر است

منبع:تبیان چرا که خداوند مرا به سوی تو فرستاده که از تو انتقام بگیرم [10] و اگر تو با من دیدار کنی چنان است که شاعر بنی اسد گفته [11] به استقبال تندباد تابستانی می شتابند که آنها را با سنگریزه ها و در میان غبار و تخته سنگها در هم می کوبد . [12] نزد من همان شمشیری است که بر پیکر جد و دائی و برادرت [ در میدان احد ] کوبیدم [1] به خدا سوگند من می دانم تو مردی بی خرد و پوشیده دل هستی. [2] و سزاوار است درباره تو گفته شود : به نردبانی بالا رفته ایکه تو را به پرتگاه خطرناکی کشانده که به زیان تو است نه به سود تو [3] زیرا به کسیمی مانی که غیر گمشده خود را می جوید و گوسفندان دیگری را می چراند . [4] مقامیرا می طلبی که نه سزاوار آن هستی و نه در کانون آن قرار داری چقدر بین کردار و گفتارت فاصله است ؟ [5] و چقدر با عموها و دائی هایبت پرستت شباهت داری ؟ [6] همانها که شقاوت و تمنای باطل وادارشان ساخت که محمد صلی الله علیه و آله و سلم را انکار کنند [7] و همانگونه که می دانی با او ستیزه کردند تا به خاک و خون غلطی دند و نتوانستند از خود دفاع کنند [8] و نه از زخم شمشیر ها که میدان نبرد از آن خالی نیست و سستی با آن نمی سازد خود را حفظ نمایند . [9] تو درباره قاتلان عثمان زیاد حرف زدی بیا نخست همچون سایر مسلمانان با من بیعت کن [10] سپس درباره آنها طرح شکایت نما تا من طبق حکم خداوند میان تو و آنها داوری کنم [11] اما آنچه را تو می خواهی مانند فریب دادن طفل است که بخواهند وی را از شیر بگیرند [12] و سلام به آنها که لیاقت دارند
حدیث شماره 65 :
[13] از نامه های امام علیه السلام به معاویه [14] اما بعد زمان آن فرارسیده که از مشاهده امور با چشم صحیح بهره مند گردی[15] تو با ادعاهای باطل همان راه نیاکان خود را می پیمائی000 [1] خود را در دروغ و فریب می افکنی آنچه بالاتر از شان تو است به خود نسبت می دهی[2] و به آنچه نمی رسی و از تو منع شده دست می افکنی همه این کارها بخاطر فرار از زیر بار حق [3] و انکارکردن آنچه از گوشت و خون برای تو لازمتر است می باشد [ یعنی ایمان و بیعت با امام معصوم ] همان چیزی که گوش تو شنیده [4] و به خوبی از آن آگاهی . آیا بعد از روشن شدن راه حق جز گمراهی آشکار چیزی هست ؟ [5] و آیا بعد از بیان واضح چیزی جز مغلطه اندازی و اشتباه کاری تصور می شود ؟ از اشتباه اندازی و غلطکاری ها بپرهیز [6] زیرا از دیر زمان فتنه پرده های سیاه خود را گسترده و با تاریکی خود دیده هائی را نابینا کرده است . [7] نامه ای از تو به من رسیده که سراسر آن پشت هم اندازی بود در آن از صلح و خیرخواهی خبری نبود [8] در اساطیر و سخنان افسانه ای ات هیچ اثری از دانش و بردباری به چشم نمی خورد [9] تو همچون کسی هستی که در زمین سست و صعب العبور گام گذارده و یا همچون کسیکه در تاریکی دخمه های زیرزمینی راه خود را گم می کند . [10] تو می خواهی به نقطه ایبرسی که از مرتبه ات بسیار برتر است و مرغان لاشخور را یارای پرواز به آن نیست چرا که در اوج ستارگان آسمان همچون عیوق است [11] پناه به خدا که تو بعد از من سرپرست مسلمانان برای جلب منفعت یا دفع ضرر گردی یا من در این باره برای تو نسبت به یک تن از آنان قرار و تعهدی امضاء کنم [12] از هم اکنون خود را دریاب و برای خویش چاره اندیش [13] زیرا اگر کوتاهی کنی و برای کوبیدنت بندگان خدا بپاخیزند درهای چاره به رویت بسته خواهد شد [14] و چیزی که امروز از تو مورد قبول است فردا نخواهند پذیرفت . والسلام
حدیث شماره 66 :
[1] از نامه های امام علیه السلام به عبدالله ابن عباس این نامه به صورت دیگری نیز قبلا آمده است . [2] اما بعد بسیار می شود که انسان از یافتن چیزی که هرگز از او فوت نمی شد خشنود می گردد [3] [ و بعکس ] از فوت منفعتی که هرگز نصیب او نمی گردید اندوهناک می شود مواظب باش که بهترین و برترین چیز نزد تو رسیدن به لذات دنیا و یا انتقام از دشمن نباشد [4] بلکه باید بهترین امور نزد تو خاموش کردن آتش باطل و یا زنده کردن حق باشد [5] تنها به چیزی که از پیش فرستاده ای خوشحال باش و تاسفت از آن چیزی که به جای می گذاری و باید تمام هم تو معطوف به جهان پس از مرگ باشد .
حدیث شماره 67 :
[6] از نامه های امام علیه السلام به قثم ابن عباس فرماندار مکه . [7] امابعد در اقامه حج مردم را راهنما باش و روزهای خدا را به یاد آنها آر صبح و عصر برای رسیدگی به امور آنان بنشین [8] به کسانی که پرسشی دارند پاسخ ده جاهلان را بیاموز و با دانشمندان مذاکره کن [9] در بین تو و مردم باید واسطه و سفیری جز زبانت و حاجب و پرده ای جز چهره ات نباشد [10] افرادی که با تو کار دارند از ملاقات با خود محروم مساز اگر آنها را در ابتداء از در خانه ات برانند حل مشکلشان بعدا جبران آنرا نخواهد کرد . [11] اموالی که در نزد تو گرد آمده و مربوط به خدا است به دقت در مصرف آنها بنگر و آن را به مصرف عیالمندان و گرسنگان ، کسانی که در محل هستند بکن 000 [1] آنچنان که به طور صحیح به دست فقرا و نیازمندان برسد [2] و مازاد آنرا نزد ما بفرست تا بین کسانی که در اینجا هستند تقسیم کنیم . [3] به مردم مکه دستور ده تا از کسانی که در این شهر مسکن می گزینند اجاره بها نگیرند زیرا خداوند می فرماید : [4] در این سرزمین کسانی که مقیم هستند و آنها که از بیرون می آیند مساویند [ سواء العاکف فیه و الباد ] منظور از عاکف کسیاست که مقیم در آنجا است [5] و از بادیکسیکه از نقاط دیگر به قصد حج به مکه می آید . خداوند ما و شما را توفیق انجام اعمال نیک که موجب رضایاو است عنایت کند . والسلام
حدیث شماره 68 :
[6] از نامه های امام علیه السلام به سلمان فارسی پیش از خلافتش [7] امابعد دنیا به مار می ماند ظاهرش نرم و زیبا ولی زهرکشنده در درون دارد [8] بنابراین از هر چیزی از دنیا که جلب توجه تو را می کند اعراض کن زیرا بزودی از تو جدا خواهد شد و مدت کمی مصاحب تو بیش نخواهد بود هم و غم آنرا از خود بنه [9] چرا که یقین به فراق و دکرگونی حالات آن داری آنگاه که به آن سخت انس گرفتی[10] در همان حال به شدت از آن بر حذر باش زیرا در همان زمان که انسان در آن به خوشحالی مطمئن می شود او را به طرف محذور و مشکلات می فرستد .[11] و هر زمان که به آن سخت انس می گیرد او را در وحشت و هراس قرار خواهد داد . والسلام
حدیث شماره 69 :
[1] از نامه های امام علیه السلام به حارث همدانی[2] به ریسمان قرآن چنگ زن و از آن اندرز بخواه حلالش را حلال بشمر و حرامش را حرام [3] آنچه از حقایق زندگی پیشینیان در قرآن آمده است تصدیق کن از [ حوادث ] گذشته دنیا برای باقیمانده آن عبرت گیر [4] چرا که بعضی از آن شبیه بعضی دیگر است و پایانش به نخستین آن ملحق می گردد اما تمام آن گذرا و ناپایدار است . [5] نام خدا را بزرگ شمار و جز به حق از او نام مبر [6] بسیار زیاد به یاد مرگ و عالم بعد از آن باش . هرگز آرزوی مرگ مکن مگر با شرائط مورد اعتماد [ به این شرط که خود را اهل نجات بدانی] . [7] از هر عملیکه تو را خشنود و مسلمانان را ناپسند آید بر حذر باش [8] و از هر کاریکه پنهانی انجام می شود و در ظاهر از آن شرم داریپرهیز کن [9] از اعمالی که اگر از کننده اش پرسش شود انکار می کند و یا پوزش می طلبد اجتناب نما [10] آبروی خود را هدف تیرهای سخنان مردم قرار مده و تمام آنچه را می شنوی برای مردم بازگو مکن [ چرا که راست و دروغ با هم مخلوط است ] [11] این تو را به دروغ آلوده می کند . و نیز تمام آنچه را برای تو نقل می کنند تکذیب منما زیرا این برای نادانی تو بس است [12] خشمت را فرو خور به هنگام قدرت گذشت پیشه کن و هنگام خشم بردبار . [13] آنگاه که حکومت در دست تو است عفو و مدارا کن تا عاقبت خوب برای تو باشد . هر نعمتی که به تو داد نیکو دار [14] و هیچ نعمتی از نعمتها را ضایع و تباه مساز و باید اثر نعمتهائی که خدا به تو داده در تو دیده شود .[15] بدان برترین مؤمنان کسانی هستند که خود خاندان و اموالشان را در راه خدا تقدیم کنند و از همه در این راه پیشگام تر باشند . [1] زیرا هر چه از کارهای خیر را پیش فرستی برای تو ذخیره خواهد شد . و آنچه باقی گذاری خیرش برای دیگران خواهد بود . [2] از یارانی که در فکر و نظر ضعی فند و عمل آنها ناشایسته است برحذر باش زیرا مقیاس سنجش شخصیت هر کس را یارانش تشکیل می دهند [3] در شهرهای بزرگ مسکن گزین زیرا آنجا مرکز اجتماع مسلمانان است . [4] و از اقامتگاههائی که اهل غفلت و جفا هستند و یاران مطیع خدا در آن کمند بپرهیز فکرت را به چیزی مشغول دار که از آن بهره می بری[5] از مراکز نشستن عمومی در بازارها بپرهیز زیرا آنجا محل حضور شیطان و انگیزش فتنه ها است . [6] به افراد پائین تر از خود توجه داشته باش که این خود شکر برتری تو بر آنها است . [7] در روز جمعه پیش از ادای نماز مسافرت مکن مگر برایجهاد در راه خدا و یا در کاری که به راستی معذور هستی. [8] در تمام اعمالت مطیع فرمان خدا باش زیرا اطاعت فرمان خدا از هر کاری بهتر است . [9] در انجام عبادت با خود مدارا کن و خویشتن را بر آن مجبور منما بلکه بکوش آن را توام با نشاط و در وقت فراغت انجام دهی[10] مگر فرائضی که بر تو حتم است و بهر حال باید آنها را به انجام رسانی تعهد خود را به موقع اداء کنی [11] و بترس از آنکه مرگ گری بانت را بگیرد و تو از خدایت فرار کرده و در طلب دنیا باشی[12] از همنشینی بدان بپرهیز که بدیبدی آرد [13] خدایرا محترم شمار و دوستان خدا را دوست بدار . و از خشم برحذر باش که آن از لشکریان ابلیس است . والسلام
حدیث شماره 70 :
[1] از نامه های امام علیه السلام به سهل بن حنیف فرماندار مدینه درباره گروهی که به معاویه ملحق شده بودند [2] اما بعد به من خبر رسیده که افرادی از قلمرو تو مخفیانه به معاویه پیوسته اند [3] بر این تعداد که از دست داده ای و از کمک آنان بی بهره مانده ای افسوس مخور [4] برای آنها همین گمراهی بس که از هدایت حق به سوی کوردلی و جهل شتافته اند و این برای تو مایه آرامش خاطر است . [5] آنها دنیا پرستانی هستند که با سرعت به آن روی آورده اند [6] در حالیکه عدالت را به خوبی شناخته و دیده و گزارش آنرا شنیده اند [7] و بخاطر سپرده اند که همه مردم در نزد ما و در آئین حکومت ما حقوق برابر دارند آنها از این برابری به سوی خودخواهی و تبعیض و منفعت طلبی گریخته اند . [8] دور باشند از رحمت خدا [9] به خدا سوگند آنها از ستم نگریخته اند و به عدل روی نیاورده اند . [10] و ما امیدواریم که در این راه خداوند مشکلات را بر ما آسان سازد . و سختیها را هموار انشاءالله . والسلام
حدیث شماره 71 :
[11] از نامه های امام علیه السلام به منذربن جارود عبدی که در کارفرمانداری خویش خیانت کرده بود . [12] اما بعد شایستگی پدرت مرا نسبت به تو گرفتار خوشبینی ساخت و گمان کردم تو هم پیرو هدایت او هستی000 [1] و از راه او می روی. ناگهان به من خبر دادند که تو در پیروی از هوا و هوس فروگذار نمی کنی[2] و برای آخرتت چیزی باقی نگذاشته ای. دنیایت را با ویرانی آخرت آباد می سازی. [3] و پیوندت را با خویشاوندانت به قیمت قطع دینت برقرار می کنی. اگر آنچه از تو به من رسیده درست باشد [4] شتر [ بارکش ] خانواده ات و بند کفشت از تو بهتر است و کسی که همچون تو باشد نه شایستگی این را دارد که حفظ مرزی را به او بسپارند [5] و نه کاری به وسیله او اجرا شود یا قدرش را بالا برند و یا در امانتی شریکش سازند [6] و یا در جمع آوری حقوق بیت المال به او اعتماد کنند به مجرد رسیدن این نامه به سوی من حرکت کن انشاءالله . [7] شریف رضی می گوید : منذر این جارود همان کسی است که امیرمؤمنان علیه السلام درباره اش فرمود : او آدم متکبری است پی در پی به این طرف و آن طرفش می نگرد همچون متکبران گام برمی دارد و مواظب است بر کفشش گرد و غبار ننشیند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 مرداد 1389 :: نویسنده :
سه شنبه 6 تیر 1396 07:27 ق.ظ
Hello my loved one! I want to say that this post is awesome, nice written and come
with almost all significant infos. I'd like to peer more posts
like this.
سه شنبه 2 خرداد 1396 12:53 ب.ظ
Hi there, I check your blogs like every week. Your writing
style is witty, keep it up!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ :
نویسندگان
نظرسنجی
چه تعداد صلوات برای ظهور آقا می فرستید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :