تبلیغات
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی - نامه های امام علی علیه السلام
کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی. ولایة علی ابن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی
این قلم ها كه در دست شماست،در محضر خداست
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
لطفا در نظر سنجی صلوات برای ظهور آقا شركت كنید

 حدیث شماره 72 الی79
[8] از نامه های امام علیه السلام به عبدالله بن عباس .[9] اما بعد تو براجل و سرآمدت پیشینمی گیری و از آنچه روزی تو نیست قسمت تو نمی گردد . [10] بدان دنیا دو روز است روزی به سود تو و روزی به زیانت دنیا خانه متغیر و پر تحولیاست . [11] آنچه از منافع قسمت توست به سراغ تو می آید هر چند ضعیف باشی. و آنچه هم بر زیان توست گریبانت را می گیرد هر چند قوی باشی و قدرت دفع آن را نخواهی داشت

منبع:تبیان
حدیث شماره 73 :
[1] از نامه های امام علیه السلام به معاویه [2] اما بعد من در اینکه مکرر گوش به نامه های تو فراداده و پاسخ نوشته ام [3] خود را تخطئه و سرزنش می نمایم . در آن هنگام که تو از من خواسته هائی[ همچون حکومت شام ] داری[4] و مرتبا نامه نگاری می کنی به کسی می مانی که به خواب سنگینی فرو رفته و خوابهای دروغی نش او را تکذیب می کنند [5] و یا همچون کسی که مقام بر دوشش سنگینی می نماید و نمی داند که آینده به سود اوست یا به زیانش . [6] گر چه تو آن شخص نیستی اما شبیه او هستی. به خدا سوگند اگر نبود علاقه به باقی ماندن مؤمنان پاک دل [7] ضربه کوبنده ای از من به تو می رسید که استخوانت را خرد و گوشتت را آب کند [8] بدان که شیطان تو را از اینکه به کارهای خوب بپردازی بازداشته [9] [ و نمی گذارد ] به اندرزها گوش فرادهی. سلام بر آنها که شایسته سلامند
حدیث شماره 74 :
[10] از عهدنامه هائی است که امام علیه السلام برای قبیله ربیعه وی من تنظیم فرموده و از خط هشام کلبی نقل شده است . [11] این پیمانی است که اهل یمن شهریان و بیابان نشینهای آنها و ربیعه اعم از شهرنشین و بیابانی بر آن اتفاق کرده اند . [12] که قانون قرآن را پایبند باشند و به سوی آن دعوت کنند و به آن امر نمایند .[13] و هر کس آنها را به قرآن دعوت نمود به او پاسخ مثبت دهند آنرا به هیچ بهائی نفروشند و چیزی را به جای آن نپذیرند 000 [1] و متحد باشند بر ضد کسیکه آنرا ترک کند و به مخالفت با آن برخیزد . و یاور یکدیگر باشند : [2] همه یکصدا هرگز پیمان خویش را بخاطر گله بعضی[3] و یا خشم کسی و یا خوارشمردن و یا دشنام دادن بیکدیگر نشکنند [4] بر این عهد و پیمان حاضران و غایبان دانایان و غیر دانایان بردباران و نابردباران آنها پایبندند و به آن احترام می گذارند . [5] آنها با این پیمان در برابر خداوند متعهد و مسک ولند ان عهد الله کان مسؤلا : [ پیمان الهی مورد بازخواست قرار خواهد گرفت ] [6] این عهدنامه را علی بن ابیطالب نوشته است .
حدیث شماره 75 :
[7] از نامه های امام علیه السلام که در آغاز بیعت به معاویه نوشته .این نامه را واقدی درکتاب الجمل آورده است . [8] از بنده خدا امیرمؤمنان به معاویه فرزند ابوسفیان : [9] اما بعد از اتمام حجتم درباره شما و اعراضم از شما به خوبی آگاهی داری. [10] تا آنچه شدنی بود واقع شد و چاره ایجز این نبود . این داستان سر دراز دارد و سخن فراوان است . [11] گذشته گذشت و آینده روی آورده است . [ سخن درباره اینها را فعلا بگذار ] [12] اکنون تو ماموریاز تمام کسانیکه در آنجا هستند بیعت بگیری و با گروهی از یارانت به سوی من بشتاب . والسلام
حدیث شماره 76 :
[1] از سفارشهای امام علیه السلام به عبدالله ابن عباس هنگامی که وی را به فرمانداری بصره منصوب فرمود . [2] با چهره ای باز در مجلس خود با مردم روبرو شو و با حکم و قضاوت [ عادلانه ] آنها را بنگر از خشم و غضب سخت دوریکن که انگیزه ایاست از شیطان . [3] بدان آنچه تو را به خدا نزدیک می سازد از دوزخ دور می کند [4] و آنچه تو را از خدا دور می کند به آتش نزدیک می نماید .
حدیث شماره 77 :
[5] از سفارشهای امام علیه السلام به عبدالله بن عباس هنگامیه ویرابرای گفتگو نزد خوارج فرستاد [6] با آیات قرآن با آنها محاجه نکن چرا که قرآن [ برای این لجوجان ] تاب معان مختلف و امکان تفسیر گوناگون دارد تو چیزی می گوئی و آنها چیز دیگر [ و سخن به جائی نمی رسد ] [7] لکن با سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با آنها بحث نما که در برابر آن پاسخی نخواهند یافت [ و مجبور به تسلیمند ] .
حدیث شماره 78 :
[8] از نامه هایامام علیه السلام به ابوموسی اشعریدر جواب نامه اودرباره حکمین . این نامه را سعیدابن یحیی اموی در کتاب المغازی آورده است . [9] بسیاریاز مردم از بهره زیادی که ممکن بود [ در اثر تهذیب نفس در آخرت نصیب آنها گردد ] باز ماندند . به دنیا روی آوردند [10] و از سر هوای نفس سخن گفتند و این کار باعث تعجب من گردیده [1] که اقوامی خودپسند در آن گرد آمده اند من می خواهم زخم درون آنها را مداوا کنم چرا که می ترسم مزمن و غیر قابل علاج گردد [ ولی آنها مانع می شوند ] [2] بدان که هیچ کس نیست که نسبت به وحدت و اتحاد امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم از من حریصتر و انسش به آن از من بیشتر باشد . [3] من در این کار پاداش نیک و سرانجام شایسته را از خدا می طلبم . [4] و به آنچه تعهد کرده ام وفادارم هر چند تو از آن شایستگی که به هنگام رفتن از نزد من داشتی تغییر پیدا کرده باشی. [5] بدبخت کسی است که از عقل و تجربه ای که نصیب او شده محروم ماند [6] و من از اینکه کسی سخن بیهوده گوید متنفرم . و از اینکه کاری را که خدا آنرا اصلاح کرده بر هم زنم بیزارم [7] آنچه را نمی دانیرها کن زیرا که اشرار مردم شایعات زشت و سخنان نادرست [ درباره من ] از گوشه و کنار به تو می رسانند . والسلام
حدیث شماره 79 :
[8] از نامه های امام علیه السلام به فرماندهان لشکر هنگامی که زمام خلافت را به دست گرفت . [9] اما بعد هلاکت و بدبختی کسانی که پیش از شما بودند به دو دلیل بود : نخست اینکه آنها مردم را از حق خود باز داشتند لذا ناچار شدند حق خویش را [ از طریق رشوه و راههای نادرست از ایشان ] خریداریکنند . [10] دیگر اینکه آنها مردم را به باطل سوق دادند و آنان از وی پیروی کردند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 26 تیر 1389 :: نویسنده :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ :
نویسندگان
نظرسنجی
چه تعداد صلوات برای ظهور آقا می فرستید








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :